سياست و باز هم سياست .
اين روزها كه كوچه و خيابانها پر از سياسته برای هم سن و سالهای من يادآور خيلی خاطره هاست ،خاطره های سال ۵۷ .
اون موقع ها من تازه وارد دبيرستان شده بودم كه صدای سياست تو تمام شهرمون پيچيد ، من و تمام جوانهای هم سن و سال من حرفهايی ميشنيديم كه برامون تازگی داشت : عدالت ، آزادی ، استقلال و كنارش پول نفت، خيلی هيجان انگيز بود ، تقريباً همه مردم عليرغم توصيه های آدمهای سرد و گرم ديده روزگار با انقلاب همراه شده و بدون اطلاع از مقصد نهايی سوار قطار سياست شدند ، چه قدر راهپيمايی كرديم ،شعار داديم و چه قدر سربه سر سربازها و پاسبانها گذاشتيم ، سنگ پرت كرديم ، دويديم و فرار كرديم تا انقلاب پيروز شد. ( البته بعداً شنيدم همان موقع ها عده ای كه آرام و يواشكی از كنار ما رد ميشدند با مهارت منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و به قول بعضی ها خودشون رو بستند )
قطار سياست كه ما مسافرش بوديم از ايستگاه روزها و ماهها گذر ميكرد و من و خيلی ها هنوز نميدونستيم مقصد كجاست ، من با اين قطار از حوادث روزهای قبل از پيروزی انقلاب جان سالم بدر بردم .
بعد از بهمن ۵۷ كه شكل اتفاقات عوض شد انقلابی بودن ما هم شكلش عوض شد ، شور و هيجان ما ادامه داشت و تازه به مرحله بحث و مناظره انقلابی رسيده بود، يادم ميياد برای اينكه توی بحث كم نياريم چقدر كتاب ميخونديم و چه قدر از ايسم ها و مكاتب مختلف سياسی پرس و جو ميكرديم ، حالا ديگه رو در روی يه عده از انقلابيون ديگه ايستاده بوديم كه حرفهای ايدئولوژيك به سبك خارجی ميزدند اداء اطوار مدرن درميآوردند و با ما درگير ميشدند تا اينكه آخرش شكست خوردند و فرار كردند.( بعدها باز شنيدم كه وسط اين معركه باز عده ای ديگر يواشكی منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و خودشون رو بستند).
قطار سياست كه ما سوارش بوديم اين بار به مقصد جبهه ها حركت كرد و من و عده ای از هم سن و سالها به جنگ صدام رفتيم ، سالهای جنگ هم تمام شد و قطار ما هنوز در حال حركت بود و باز بعدها شنيدم كه عده بيشتری كه خيلی هاشون از جبهه برگشته بودند يواشكی بدون اينكه همه بفهمند منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند ، البته اين بار ذهن مردم بازتر شده بود و خيلی ها فهميدند كه مقصد قطار سياستی كه ما سوارش بوديم كجاست اما بعضی ها از جمله خود من نميتونستيم باور كنيم كه چه اتفاقی افتاده و همچنان مسافر قطار سياست باقی مونديم تا به اين جا رسيديم كه لازم به شرح و تفصيل نداره .
اين روزها كه كوچه و خيابانها پر از سياسته برای هم سن و سالهای من يادآور خيلی خاطره هاست ،خاطره های سال ۵۷ .
اون موقع ها من تازه وارد دبيرستان شده بودم كه صدای سياست تو تمام شهرمون پيچيد ، من و تمام جوانهای هم سن و سال من حرفهايی ميشنيديم كه برامون تازگی داشت : عدالت ، آزادی ، استقلال و كنارش پول نفت، خيلی هيجان انگيز بود ، تقريباً همه مردم عليرغم توصيه های آدمهای سرد و گرم ديده روزگار با انقلاب همراه شده و بدون اطلاع از مقصد نهايی سوار قطار سياست شدند ، چه قدر راهپيمايی كرديم ،شعار داديم و چه قدر سربه سر سربازها و پاسبانها گذاشتيم ، سنگ پرت كرديم ، دويديم و فرار كرديم تا انقلاب پيروز شد. ( البته بعداً شنيدم همان موقع ها عده ای كه آرام و يواشكی از كنار ما رد ميشدند با مهارت منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و به قول بعضی ها خودشون رو بستند )
قطار سياست كه ما مسافرش بوديم از ايستگاه روزها و ماهها گذر ميكرد و من و خيلی ها هنوز نميدونستيم مقصد كجاست ، من با اين قطار از حوادث روزهای قبل از پيروزی انقلاب جان سالم بدر بردم .
بعد از بهمن ۵۷ كه شكل اتفاقات عوض شد انقلابی بودن ما هم شكلش عوض شد ، شور و هيجان ما ادامه داشت و تازه به مرحله بحث و مناظره انقلابی رسيده بود، يادم ميياد برای اينكه توی بحث كم نياريم چقدر كتاب ميخونديم و چه قدر از ايسم ها و مكاتب مختلف سياسی پرس و جو ميكرديم ، حالا ديگه رو در روی يه عده از انقلابيون ديگه ايستاده بوديم كه حرفهای ايدئولوژيك به سبك خارجی ميزدند اداء اطوار مدرن درميآوردند و با ما درگير ميشدند تا اينكه آخرش شكست خوردند و فرار كردند.( بعدها باز شنيدم كه وسط اين معركه باز عده ای ديگر يواشكی منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند و خودشون رو بستند).
قطار سياست كه ما سوارش بوديم اين بار به مقصد جبهه ها حركت كرد و من و عده ای از هم سن و سالها به جنگ صدام رفتيم ، سالهای جنگ هم تمام شد و قطار ما هنوز در حال حركت بود و باز بعدها شنيدم كه عده بيشتری كه خيلی هاشون از جبهه برگشته بودند يواشكی بدون اينكه همه بفهمند منافع اقتصاديشون رو پايه ريزی كردند ، البته اين بار ذهن مردم بازتر شده بود و خيلی ها فهميدند كه مقصد قطار سياستی كه ما سوارش بوديم كجاست اما بعضی ها از جمله خود من نميتونستيم باور كنيم كه چه اتفاقی افتاده و همچنان مسافر قطار سياست باقی مونديم تا به اين جا رسيديم كه لازم به شرح و تفصيل نداره .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر