بنا بر اساطیر یونان باستان: روزگاری بود كه خدايان و نيمه خدايان به زمين می آمدند و با انسانها در می آميختند .جوری که آدمهای آن روزگار با ما خيلی فرق داشتند .
شجاعت، قدرت بدنی زياد ، صراحت لهجه ، عشق ورزی ، زيباييهای افسانه ای ، عدالت خواهی و غيره ويژگيهای برجسته ای بود كه از خدايان به آنها منتقل شده بود .
در واقع آدمهای آن روزگار دست پرورده خدايان بودند . متاسفانه اين وضعيت افسانه ای با كشف آهن به پايان رسيد. به نظر مي آيد خدايان از پيدا شدن اين فلز در روی زمين آزرده خاطر شدند ، شايد هم دور انديشی كردند و محترمانه پی كار خودشان رفتند .
به هر حال در روزگار آهن و فولاد از اسطوره و قهرمان خبری نيست ، حالا ديگر ما آدمها چاره ای نداريم جز اينكه بدون كمك خدايان و قهرمانان گليم خودمان رو از آب بيرون بكشيم .
بنا براين بايد در نظر داشته باشيم ، مشاهير اين روزگار قهرمان نيستند و با قهرمان و قهرمان بازی هم ميانه ای ندارند ، آنها قطعه ای از ماشين اين روزگار آهنی هستند كه خيلی زود برای تنوع با يك قطعه يدكی ديگر عوض ميشوند تا اين ماشين چيزی كم نداشته باشد .
شجاعت، قدرت بدنی زياد ، صراحت لهجه ، عشق ورزی ، زيباييهای افسانه ای ، عدالت خواهی و غيره ويژگيهای برجسته ای بود كه از خدايان به آنها منتقل شده بود .
در واقع آدمهای آن روزگار دست پرورده خدايان بودند . متاسفانه اين وضعيت افسانه ای با كشف آهن به پايان رسيد. به نظر مي آيد خدايان از پيدا شدن اين فلز در روی زمين آزرده خاطر شدند ، شايد هم دور انديشی كردند و محترمانه پی كار خودشان رفتند .
به هر حال در روزگار آهن و فولاد از اسطوره و قهرمان خبری نيست ، حالا ديگر ما آدمها چاره ای نداريم جز اينكه بدون كمك خدايان و قهرمانان گليم خودمان رو از آب بيرون بكشيم .
بنا براين بايد در نظر داشته باشيم ، مشاهير اين روزگار قهرمان نيستند و با قهرمان و قهرمان بازی هم ميانه ای ندارند ، آنها قطعه ای از ماشين اين روزگار آهنی هستند كه خيلی زود برای تنوع با يك قطعه يدكی ديگر عوض ميشوند تا اين ماشين چيزی كم نداشته باشد .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر